شب. سکوت. کویر

بیا به شام غریبان ما و مهمان شو که امشب اهل دلی عاشقانه می خواند. "اینجا فقط فریاد است. فریاد با صدای سکوت"

راننده تاکسی

 

مسافر تاکسی آهسته روی شونه‌ی راننده زد چون می‌خواست ازش یه سوال بپرسه راننده جیغ زد، کنترل ماشین رو از دست دادنزدیک بود که بزنه به یه اتوبوساز جدول کنار خیابون رفت بالانزدیک بود که چپ کنهاما کنار یه مغازه توی پیاده رو متوقف شد برای چندین ثانیه هیچ حرفی بین راننده و مسافر رد و بدل نشد سکوت سنگینی حکم فرما بود تا این که راننده رو به مسافر کرد و گفت: "هی مرد! دیگه هیچ وقت این کار رو تکرار نکن من رو تا سر حد مرگ ترسوندی!" مسافر عذرخواهی کرد و گفت: "من نمی‌دونستم که یه ضربه‌ی کوچولو آنقدر تو رو می‌ترسونه" راننده جواب داد: "واقعآ تقصیر تو نیستامروز اولین روزیه که به عنوان یه راننده‌ی تاکسی دارم کار می‌کنم آخه من 25 سال راننده‌ی ماشین جنازه کش بودم!"

نوشته شده در ٢٥ دی ۱۳۸٧ساعت ۸:٤٤ ‎ق.ظ توسط ن نظرات () |

دانستنی های بامزه

 

ـ جویدن آدامس هنگام خرد کردن پیاز مانع از اشک ریزی شما می شود.

ـ اثر لب و زبان هر کس همانند اثر انگشت آن منحصر به فرد است.

ـ رشد کودک در بهار بیشتر است.

ـ ۸ دقیقه و ۱۷ ثانیه طول می کشد تا نور خورشید به زمین برسد.

ـ ظروف پلاستیکی تقریباً ۵۰۰۰۰سال در برابر تجزیه مقاومند.

ـ تنها قسمتی از بدن که خون ندارد قرنیه چشم است.

ـ شترمرغ در ۳ دقیقه ۹۵ لیتر آب می خورد ؟؟؟

ـ حس بویایی مورچه با حس بویایی سگ برابری می کند.

ـ کرم های ابریشم در ۵۶ روز ۸۶ برابر خود غذا می خورند.

ـ زمان بارداری فیل به دو سال می رسد.

ـ در یک سانتی متری پوست شما ۱۲ متر عصب و ۴ متر رگ و مویرگ است.

ـ شدیدترین نعره ها متعلق به وال ها است که برابر با صدای موتور جت است.

ـ وقتی یک نوزاد در حال گریه است با صدای ش....ش.... شما آرام می شود به این

دلیل که صدای آبی که اطراف نوزاد در شکم مادر است را برایش تداعی می کند، در

ضمن این یکی ازدلایلی است که چرا صدای ساحل دریا به انسان آرامش می دهد.

ـ دلفین ها همانند گرگ ها هنگان خواب چشم هایشان را باز می گذارند.

ـ با نگاه کردن به گوش حیوانات می توانیم به تخم گذار بودن یا بچه زا بودن آنها

پی ببریم. بدین صورت که تخم گذاران گوششان ناپیدا و بچه زایان گوششان نمایان

است، تنها یک اسثتنا وجود دارد آن هم نوعی افعی است که بچه زاست اما گوشش دقیق

پیدا نیست.

ـ بیشتر سردردهای معمولی از کم نوشیدن آب است

نوشته شده در ٢٥ دی ۱۳۸٧ساعت ۸:٤٠ ‎ق.ظ توسط ن نظرات () |

راه های یادگیری روشن فکر بودن " در حال حاضر"

 

- اولین اصل، یادگرفتن تعدادی لغت پرملاته! هرچی بیشتر بدونید بهتره اما اگر مغزتون زیاد کشش نداره همین چهارتا رو حفظ کنید: سیناپس ، پارادایم، نوستالژیک و دیالکتیک .معنی اش زیاد مهم نیست فقط کافیه هر چند جمله در میون مقداری از این کلمات- به میزان دلخواه- بکار ببرید البته موظب باشید  دز آن را زیاد بالا نبرید که تابلو می شود!

 

- یک سگ بخرید. اصولاً معاشرت با سگ جماعت تاثیر زیادی در ارتقای سطح روشنفکری داره!

- ریش پرفسوری گرچه اپیدمی شده ولی هنوز هم جواب می ده!  ریش پروفسوری می تونه یک کارگر افغانی رو به یک شهروند فرهیخته تبدیل کنه!

 

- غر بزنید! غر زدن به وضع مملکت یکی از ارکان مهم و شاید مهمترین رکن روشنفکری باشه. به هر چیزی که فکرتون می رسه غر بزنید مهم نیست به چی فقط غر بزنید مثال:

اگر بارون نمیاد از بارونهای لندن تعریف کنید و بر پدر مملکت بی آب و علفمون  لعنت بفرستید!

اگر بارون میاد از هوای صاف و آفتابی تگزاس تعریف کنید و بگید :" تف به این مملکت گل وشل"!

- مدام از پیشرفت خارج تعریف کنید! طوری که انگار 80 سال توی لس آنجلس زندگی کرده اید .مثلاً بگید اونجا نون بربری تو بسته بندی های استریل عرضه میشه!

- اگر در مهمانی خواستید دستشویی بروید و آنجا دستشویی فرنگی نداشتند به شدت از صاحبخانه گلایه کنید و خودتان را ناراحت نشان دهید. البته اگر دستشویی فرنگی داشتند هول نکنید! دستشویی فرنگی هم مثل دستشویی های خودمان همان دو مرحله را دارد:       1 -شلوارمان را پایین می کشیم 2-پی پی می کنیم .

مواظب باشید مراحل را جابجا انجام ندهید!

- پیتزا دیگه دمده شده، سعی کنید اسم غذا هایی رو حفظ کنید که بقیه حتی نمی تونند تلفظش کنند.

 مثال: فوندی بورگینیون، تاوزند آیلند و...البته اگر توی رستوران بودید قبل از به زبان آوردن این کلمات ابتدا دستتون رو داخل جیبتون کنید ویک چرخ بدهید اگر به چیزی برخورد نکرد احساس تشنگی کنید ویک لیوان آب سرد سفارش بدهید!

 

- داشتن یک وبلاگ ضروریه . البته اگر هنوز فرق بین کیس و مانیتور رو نمی دونید بروید به پاراگراف بعدی!

قالب وبلاگ باید حتماً سیاه باشه. سیاه نمادی است از خفقان ژرفنای درونی و فریادی از فراسوی فراخنای تاریکی های ظلمانی! اسم وبلاگ هم باید یکی از این ها باشد: فریاد بی صدا، اسیر حجم خلوت بی کسی، غریب غروب غربت غارغار! برای مطالب توش هم میتونید یک کتاب از احمد شاملو بگذارید بغل دستتون و هر هفته یه صفحه ازش رو تایپ کنید بریزید تو حلق وبلاگ!

- سعی کنید عینکی شوید. عینک سمبل مطالعه ی زیاده ! اگر حوصله مطالعه ندارید یک روش سریعتر هم وجود داره: 2 دقیقه به جوشکاری با دقت نگاه کنید!

- اگر کاندیدای مورد نظر شما رای آورد، دمکراسی را مثل عقد دخترعمو پسرعمو عهدی آسمانی بدانید.

اگر کاندیدای مورد نظر شما رای نیاورد بگویید: ملت شعورشون همینقدره! حقشونه بیسوادها!

- ترانه های خارجی گوش بدهید. هرچی غیر مجاز تر باشه بهتره! اگر نانسی گوش میدید نشون میده که تمام مراحل روشنفکری رو با موفقیت پشت سر گذاشته اید!

- وقتی در مورد ریس جمهور های خارجی صحبت می کنید بگویید: " آقای بوش" یا " پرزیدنت بوش"

- اگر دختر هستید باید مانتوی شما تنگ باشد! تنگ تر از بقیه ! خیلی تنگ! اونقدر که موقع غذا خوردن مجبور شوید دکمه های جلوی آن را به صورت موج مکزیکی به ترتیب باز و بسته کنید تا لقمه پایین برود!

و بلا خره مانیفست روشنفکری ...

کتاب های فروغ فرخزاد، صادق هدایت ، سروش و گوگوش کتب اربعه ی روشنفکران محسوب می شوند.

حالا خیلی به آخری گیر ندید بیشتر با سی دی حال می کنه!

نوشته شده در ٢٤ دی ۱۳۸٧ساعت ۸:۳٦ ‎ق.ظ توسط ن نظرات () |

تست روانشناسی میزان جذابیت زوجین

 

با خواندن اولین تست و انتخاب گزینه مناسب به سوالی که هر گزینه مشخص کرده بروید و به آن سوال جواب دهید. مثلاً اگر گزینه پ سوال ۱ را انتخاب کردید دیگر لزومی ندارد سوال ۲ و ۳ را پاسخ دهید فقط کافی است به سوال ۴ مراجعه کنید.

 

 

۱) بیش از همه دوست دارید به کجا سفر کنید:

الف) پکن: رجوع شود به سوال ۲ ب) توکیو: رجوع به سوال ۳ پ) پاریس: رجوع به سوال ۴

۲) آیا تا به حال با دیدن فیلم ترحم‌انگیزی به گریه افتاده‌اید؟!

الف) بله: رجوع به سوال ۴ ب) خیر: رجوع به سوال ۳

۳) اگر با نامزدتان قرار داشته باشید و او یک ساعت بعد هم سر قرار نیاید چه کار می‌کنید؟!

الف) نیم ساعت دیگر صبر می‌کنید: رجوع به سوال ۴ ب) فوری از محل قرار می‌روید: رجوع به سوال ۵ پ) آنقدر صبر می‌کنید تا بیاید: رجوع به سوال ۶

۴) آیا دوست دارید به تنهایی به سینما بروید؟

الف) بله: رجوع به سوال ۵ ب) خیر: رجوع به سوال ۶

۵) اگر در ابتدای آشنایی با نامزدتان او بخواهد دست شما را بگیرد چه واکنشی نشان می‌دهید؟

الف) از این کار امتناع می‌کنم : رجوع به سوال ۶ ب) برای مدت کوتاهی دستش را می‌گیرم: رجوع به سوال ۷ پ) پیشنهادش را قبول می‌کنم و دستش را می‌گیرم: رجوع به سوال ۸

۶) آیا شما فرد شوخ طبعی هستید؟

الف) بله: رجوع به سوال ۷ ب) خیر: رجوع به سوال ۸

۷) به نظرتان مدیر توانایی هستید؟

الف) بله: رجوع به سوال ۹ ب) خیر: رجوع به سوال ۱۰

۸) اگر امکان داشت دوباره به دنیا بیایید دوست داشتید چه جنسیتی داشته باشید؟

الف) مرد: رجوع به سوال ۹ ب) زن: رجوع به سوال ۱۰ پ) اهمیتی ندارد: شخصیت نوع ۴

۹) آیا در آن واحد بیش از یک دوست صمیمی دارید؟

الف) بله: شخصیت نوع ۲ ب) خیر: شخصیت نوع ۱

۱۰) آیا به نظرخودتان فرد باهوشی هستید؟

الف) بله: شخصیت نوع ۲ ب) خیر: شخصیت نوع ۳

……………………………………………………………………………

پاسخ تست:

 

شخصیت نوع یک؛ به شما تبریک می‌گوییم: شما برای همسرتان فرد بسیار جذابی هستید. حتی از منظر او شما زیبایی چشم‌گیری دارید. نه تنها ترکیب ظاهری زیبایی دارید. بلکه شخصیت شوخ‌طبع و لطیفی دارید. شما فرد فرهیخته‌ای هستید و می‌دانید که با همسرتان چگونه کنار بیایید و وقت‌تان را در اختیارش بگذارید.به این ترتیب است که شما فرد دلخواه او به شمار می‌روید.

 

شخصیت نوع دو؛ کاملا" خوب: شما به راحتی همسرتان را جذب می‌کنید اما خودتان را به این راحتی در دام عشق گرفتار نمی‌کنید. شوخ طبعی تان او را وادار میکند تا با شما کنار بیاید. او از بودن در کنار شما احساس شادمانی بسیاری دارد.

 

شخصیت نوع سه؛ بد نیست: شما نمی‌توانید به خوبی نامزدتان را به خود جذب کنید. اما خصوصیات جالب توجهی دارید که او بتواند با تکیه بر آنها با شما کنار بیاید. سعی می‌کنید برای مشاهده امور مختلف دیدگاه یگانه‌ای داشته باشید. شما در چشم دوستانتان فردی کاملاً صمیمی هستید.

 

شخصیت نوع چهار؛ مواظب باشید:شما نمی‌توانید نامزدتان را به خود جذب کنید چرا که دانش و ارزشهای غریزی انسانی والایی برخوردار نیستید. گاهی مواقع از خودتان بی‌تفاوتی‌هایی نشان می‌دهید به همین دلیل است که مورد پسند همسرتان نیستید .

 

 

نوشته شده در ٢٤ دی ۱۳۸٧ساعت ۸:۳٢ ‎ق.ظ توسط ن نظرات () |

یک روز زندگی

 

 

دو روز مانده به پایان جهان تازه فهمید که هیچ زندگی نکرده است، تقویمش پر شده بود و تنها دو روز، تنها دو روز خط نخورده باقی بود.

 

پریشان شد و آشفته و عصبانی نزد خدا رفت تا روزهای بیشتری از خدا بگیرد، داد زد و بد و بیراه گفت، خدا سکوت کرد، جیغ زد و جار و جنجال راه انداخت، خدا سکوت کرد، آسمان و زمین را به هم ریخت، خدا سکوت کرد.

 

به پر و پای فرشته ‌و انسان پیچید، خدا سکوت کرد، کفر گفت و سجاده دور انداخت، خدا سکوت کرد، دلش گرفت و گریست و به سجده افتاد، خدا سکوتش را شکست و گفت: "عزیزم، اما یک روز دیگر هم رفت، تمام روز را به بد و بیراه و جار و جنجال از دست دادی، تنها یک روز دیگر باقی است، بیا و لااقل این یک روز را زندگی کن."

لا به لای هق هقش گفت: "اما با یک روز... با یک روز چه کار می توان کرد؟ ..."

خدا گفت: "آن کس که لذت یک روز زیستن را تجربه کند، گویی هزار سال زیسته است و آنکه امروزش را در نمی‌یابد هزار سال هم به کارش نمی‌آید"، آنگاه سهم یک روز زندگی را در دستانش ریخت و گفت: "حالا برو و یک روز زندگی کن."

او مات و مبهوت به زندگی نگاه کرد که در گودی دستانش می‌درخشید، اما می‌ترسید حرکت کند، می‌ترسید راه برود، می‌ترسید زندگی از لا به لای انگشتانش بریزد، قدری ایستاد، بعد با خودش گفت: "وقتی فردایی ندارم، نگه داشتن این زندگی چه فایده‌ای دارد؟ بگذارد این مشت زندگی را مصرف کنم."

 

آن وقت شروع به دویدن کرد، زندگی را به سر و رویش پاشید، زندگی را نوشید و زندگی را بویید، چنان به وجد آمد که دید می‌تواند تا ته دنیا بدود، می تواند بال بزند، می‌تواند پا روی خورشید بگذارد، می تواند ....

او در آن یک روز آسمانخراشی بنا نکرد، زمینی را مالک نشد، مقامی را به دست نیاورد، اما ...

اما در همان یک روز دست بر پوست درختی کشید، روی چمن خوابید، کفش دوزدکی را تماشا کرد، سرش را بالا گرفت و ابرها را دید و به آنهایی که او را نمی‌شناختند، سلام کرد و برای آنها که دوستش نداشتند از ته دل دعا کرد، او در همان یک روز آشتی کرد و خندید و سبک شد، لذت برد و سرشار شد و بخشید، عاشق شد و عبور کرد و تمام شد.

او در همان یک روز زندگی کرد.

فردای آن روز فرشته‌ها در تقویم خدا نوشتند: "امروز او درگذشت، کسی که هزار سال زیست!"

 

زندگی انسان دارای طول، عرض و ارتفاع است؛ اغلب ما تنها به طول آن می اندیشیم، اما آنچه که بیشتر اهمیت دارد، عرض یا چگونگی آن است.

امروز را از دست ندهید، آیا ضمانتی برای طلوع خورشید فردا وجود دارد!؟

 

'Our lives begin to end the day we become silent about things that matter.’ Martin Luther King Jr.

نوشته شده در ٢۳ دی ۱۳۸٧ساعت ٢:٢٠ ‎ب.ظ توسط ن نظرات () |

خوش‌لباس‌هاچگونه می‌روند سر کار؟

 

می‌گویند وقتی برای مصاحبه شغلی می‌روید، حسابی به تیپ و قیافه‌تان برسید و بهترین لباس‌هایتان را بپوشید چون گرچه توانایی‌های شما در گزینش شما برای آن شغل مهم‌ هستند ولی حتما قبول دارید که هیچ‌کس از کارمند شیک‌پوش و مرتب بدش نمی‌آید. روان‌شناسان اعتقاد دارند که ظاهر افراد در مصاحبه‌های شغلی در انتخاب آنها برای آن شغل موثر است. این راهنمایی‌ها را بخوانید تا به آقا و خانمی شیک‌پوش و آراسته در محل کارتان تبدیل شوید...

 

۷ توصیه به آقایان

 

۱) لباس‌هایتان را جور کنید: شب قبل و یا دست کم صبح روزی که می‌خواهید به محل کارتان بروید، لباس‌هایتان را با هم جور کنید. به لباس‌هایی که می‌خواهید بپوشید، اندکی بیندیشید. این خیلی اشتباه است که لباس‌های داخل کمد و یا روی تخت را زیر و رو کنید و لباسی را فورا به تن کنید که روی بقیه است و یا کمتر از بقیه چروک است. اگر فرصت کافی برای هماهنگ کردن یک شلوار و پیراهن مناسب در نظر بگیرید، می‌توانید آنها را سر فرصت اتو کنید.

۲) شلوارهای ارتشی و پیلی‌دار، ممنوع: یک آقای شیک و خوش‌لباس، شلوار مناسبی در محل کارش می‌پوشد. شلوارهای ارتشی به رنگ خاکی و یا سبز مناسب محل کار رسمی شما نیست. شلوارهای پیلی‌دار را هم کنار بگذارید. بهتر است در محل کار شلوارهایی بپوشید که از جلو صاف باشند.

۳) به سایزتان توجه کنید: بسیاری از آقایان یا شلوارهایی می‌پوشند که کوتاه است و یا خیلی تنگ و گشاد روی پاهایشان می‌نشیند. اول ببینید سایز شما چند است و پس از آن با کمک یک خیاط زبردست، شلواری مناسب سایز اندام‌تان بدوزید.

۴) با رنگ‌ها بازی کنید: اگر عادت دارید یک رنگ پیراهن را با یک رنگ شلوار همیشه بپوشید، باید بگوییم که وقت آن است که برای آنکه آقای خوش‌تیپی باشید، اندکی با رنگ‌ها بازی کنید. پیراهن سفید و یا آبی‌کم‌رنگ و پیراهن‌های راه‌راه برای محیط کار مناسب‌اند.

۵) به کفش و کمربندتان نگاه کنید: قرار نیست شما یک کفش و یا کمربند را آن قدر استفاده کنید تا پاره شود. بهتر است چند جفت‌ کفش و چند عدد کمربند داشته باشید و آن را با لباس‌های گوناگون بپوشید. وقتی کفش یا کمربند شما کهنه باشد، دیگر آن را در محل کار استفاده نکنید بلکه آن را برای مهمانی‌ها و گردش‌های خانوادگی غیررسمی کنار بگذارید.

۶) ساعت‌های فلزی بهترند: برای رسمیت بخشیدن به تیپ خود در محل کار، ساعت‌هایی با بند نقره و یا استیل بپوشید اما اگر حاضر نیستید علاقه قدیمی‌تان را به ساعت‌های بند چرمی کنار بگذارید، یک ساعت بند چرمی با طرحی محکم و مردانه برگزینید.

۷) کیف پول‌های باریک: یک آقای شیک‌پوش در محل کارش، کیف پول بزرگ و حجیمی‌ را در جیب پشت شلوارش نمی‌چپاند، به جای آن کیف پول‌های باریک و قدی برای محل کار مناسب‌ترند، برای مدارک‌تان هم می‌توانید یک کیف مخصوص کارت‌ها و مدارک تهیه کنید و آن را در کیف دستی‌تان بگذارید.

 

۷ توصیه به خانم‌ها

۱) کفش و جوراب تیره بپوشید: شاید شماره کفش شما بالای ۴۰ باشد، در این صورت جزو خانم‌های بزرگ‌پا به شمار خواهید رفت. برای اینکه پاهایتان کوچک‌تر به نظر بیایند، کفش‌ها و جوراب‌هایی به رنگ تیره انتخاب کنید. فراموش نکنید به‌طور کلی کفش‌ها و جوراب‌های تیره برای محیط کار رسمی مناسب‌ترند.

۲) جین نپوشید: اگر شما وکیل خانم و یا کارمندی در یک شرکت بازرگانی هستید و یا یک خانم استاد دانشگاه هستید، باید در محل کارتان رسمی لباس بپوشید. بنابراین جین‌ها را از لباس‌های محل کارتان حذف کنید. شلوارهای پارچه‌ای با اتو و راه‌های ظریف عمودی به رنگ‌های خاکستری و مشکی و سرمه‌ای به ظاهر شما رسمیت بیشتری می‌بخشند.

۳) صندل نپوشید: صندل به هیچ‌وجه مناسب پوشیدن در محل کار نیست. صندل‌ها بیشتر برای مهمانی‌های زنانه مناسب‌اند. به جای صندل به سراغ کفش‌های رسمی‌تر بروید که بسته‌تر هستند. شما می‌توانید این کفش‌ها را تخت انتخاب کنید و یا پاشنه‌های سه‌‌سانتی را برگزینید. اگر دوست دارید کفش محل کار شما پاشنه داشته باشند، پاشنه‌های پهن را انتخاب کنید تا سطح اتکای بیشتری روی زمین داشته باشید. راه رفتن در تمام روز با پاشنه‌های تیز خیلی دشوار است. شما در کنار رسمی بودن لباس و کفش کارتان باید به فکر راحتی خودتان هم باشید.

۴) زیورآلات را کنار بگذارید: لباس رسمی برای محل کار را با استفاده از زیورآلات، نامناسب نکنید. به طور کلی، زیورآلات مناسب محل کار نیستند، به خصوص انواعی که سر و صدا تولید می‌کنند و طرح‌ها و نقش‌های بزرگ و خیره‌کننده دارند. در یک لباس کار رسمی، دست‌کم یک انگشتر و یا حلقه ساده مناسب است؛ همین.

۵) رنگ‌های رسمی را انتخاب کنید: رنگ‌های رسمی و مناسب برای مانتو و مقنعه و یا روسری در محل کار سرمه‌ای، مشکی، خاکستری است. بنابراین تلاش کنید مانتو، روسری، شلوار و مقنعه‌تان را در محل کار در این طیف رنگی برگزینید.

۶) کیف‌های شل، ممنوع! کیف‌های دستی شل و ول برای محیط کار رسمی مناسب نیستند و شما را شلخته و نامرتب نشان می‌دهند. به جای آن به سراغ کیف‌هایی با زاویه‌های تیز و جنس‌های محکم و شق‌و‌رق و براق بروید.

۷) مرتب باشید: شلوارهای بگی، روپوش‌ها و روسری‌های چروک، کفش‌های خاکی و واکس‌نزده، از شما یک خانم نامرتب در محل کارتان می‌سازند. در عوض، لباس‌های اتوکشیده و مرتب، کفش‌های چرمی تمیز و واکس‌خورده و شلوارها و مانتوهای ساده اما شکیل از شما یک خانم رسمی در محل کارتان می‌سازند.

نوشته شده در ٢۳ دی ۱۳۸٧ساعت ٢:۱٥ ‎ب.ظ توسط ن نظرات () |

سلام به دوستان و عزیزانی که از وب لاگ خوب و دوست داشتنی شب سکوت کویر

دیدن می کنند. به درخواست مدیر  وب لاگ از من خواسته شده به عنوان نویسنده با این وب لاگ نیز همکاری کنم که باعث افتخار بنده است.

 

از این به بعد من " ن بوشهری"  سعی می کنم به صورت روزانه پستهای جالب براتون بگذارم 

 

یا حق

نوشته شده در ٢۳ دی ۱۳۸٧ساعت ۱٠:۳٥ ‎ق.ظ توسط ن نظرات () |


Design By : Night Skin