شب. سکوت. کویر

بیا به شام غریبان ما و مهمان شو که امشب اهل دلی عاشقانه می خواند. "اینجا فقط فریاد است. فریاد با صدای سکوت"

سلام  

هر چند من از این نوع پست ها نمی نویسم و یا توی وبلاگ نمی گذارم " مگر دیگر نویسندگان"  ولی این مطلب شیر مادر اینقدر حائز اهمیت است که واقعاً مادر ها باید با دقتی دو چندان به این مقوله نگاه کنند و با تعمق این متن را دنبال کنند.!!!

شیر مادر

 

شیر مادر شامل تمام مواد مغذی مورد نیاز برای شیرخوار در 4 الی 6 ماهگی اول زندگی است. جالب اینجاست که ترکیبات شیر مادر بر اساس نیاز نوزاد تنظیم ‌شده است.

 

مثلا یک نوزاد نارس همان شیری را از مادر دریافت خواهد کرد که می‌تواند هضم کند. ویتامین و آهن شیر مادر تا 4 الی 6 ماهگی نوزاد کافی است. نمک، کلسیم و فسفات هم در حد کفایت وجود دارند. در این شیر آنزیمی بنام لیپاز وجود دارد که هضم چربی را آسانتر می‌کند. شیر مادر بدلیل داشتن آنتی بادی و گلبول سفید می‌تواند شیرخوار را در مقابل برخی عفونتها محافظت کند.

ترکیب شیر مادر :

ترکیب شیر مادر در ابتدا و انتهای هر وعده شیردهی تغییر می‌کند. این شیر در ابتدا آبکی و آبی رنگ است که غنی از پروتئین، قند، ویتامین، املاح و آب است و در انتها سفیدتر و سرشار از چربی است. این چربی منبع اصلی تامین انرژی شیرخوار است. بنابراین دوره شیردهی باید کامل باشد و هرگز سعی نشود که در هر وعده از هر دو سینه شیر داده شود. نوزادانی که شیر مادر می خورند حتی در آب و هوای گرم به آب اضافی نیاز ندارند.

مضرات تغذیه با شیر خشک :

1- افزایش احتمال آلودگی و بروز عفونت نوزادان از جمله اسهال مزمن

2- کمبود ویتامین، فقر آهن، نمک زیاد، کلسیم و فسفات زیاد، چربی نامناسب، پروتئین نامناسب ، بدی هضم و جذب

3- احتمال بروز حساسیت مثل آسم و اگزما

4- مشکل مکیدن

زمان شروع اولین تغذیه :

تغذیه با شیر مادر باید هر چه زودتر پس از تولد نوزاد شروع شود. بنابراین اولین تغذیه باید از روی تخت زایمان شروع شود.

دفعات شیر دهی :

متناسب با تقاضای نوزاد تعیین می‌شود و ساعت معینی ندارد.

مدت زمان تغذیه :

به شیر خوار اجازه دهید هر موقع و هر چقدر که می خواهد از پستان مادر شیر بخورد. لازمست مادر در طول روز از هر دو پستان خود بطور منظم به شیرخوارش شیر بدهد ولی دقت کنید که در هر وعده فقط از یک پستان باید شیر بخورد.

تب شیر چیست ؟

گاهی اوقات قبل از آنکه شیر مادر جاری شود پستان او سفت شده و برای مدت 24 ساعت تب می‌کند که این حالت را تب شیر می نامند. این تب معمولا بدون درمان بهبود می یابد ولی اگر بیشتر از 48 ساعت طول کشید، باید بدنبال علل عفونی گشت. برای درمان تب شیر باید پستان را به دفعات از شیر تخلیه کرد.

ماستیت چیست ؟

اگر سفت شدن پستان برطرف نشود، ممکن است بافت پستان عفونت کند و قسمت عفونی قرمز، داغ، متورم و دردناک شده، مادر مجددا تب می‌کند که به این حالت ماستیت می‌گویند. برای درمان ماستیت ابتدا باید پستان تخیله شود. تجویز آنتی بیوتیک، تب بر و استفاده از کمپرس گرم پستان مبتلا نیز در مراحل بعدی باید انجام شوند. لازم به ذکر است که در حالت ماستیت نیازی به قطع شیردهی نیست.

آبسه پستان چیست ؟

اگر ماستیت درمان نشود، آبسه پستان ایجاد می‌شود. در این حالت پستان دردناک و داغ است. برای درمان آبسه پستان بیمار را باید در بیمارستان بستری نموده و با شکاف آبسه محتویات آنرا تخلیه نمود.

 

جلوگیری از زخم نوک پستان :

نوک پستان را نباید بیشتر از یکبار در روز شست. در این شستشو بهتر است از آب خالص استفاده شود. برای جلوگیری از بروز این حالت مادر باید اجازه دهد تا کودک خودش بعد از اتمام تغذیه پستان را رها کند. برای درمان این زخم به چند نکته باید توجه کرد :

اصلاح حالت مکیدن

مالیدن قطره آخر شیر روی پستان

قرار دادن نوک پستان در مقابل هوا و آفتاب در فاصله دفعات شیردهی

مالیدن کرمهای وازلین استریل

نوشته شده در ۱٠ بهمن ۱۳۸٧ساعت ۱:۳٩ ‎ب.ظ توسط مرتضی دشتیان نظرات () |

کلاهبرداران

 

همیشه دانشمندان یا هنرمندان نبوده‌اند که با انجام کارهایی که قبلاً کسی آن را انجام نداده و یا با خلق اثری که مشابه آن وجود نداشته، به تاریخ پیوسته باشند. کلاهبرداران هم در تاریخ جایی برای خود دارند.

 

 

ویکتور لوستیگ

 

Victor Lustig

 

  سلطان کلاهبرداران تاریخ، مردی که برج ایفل را فروخت، مسلط به پنج زبان زنده‌ دنیا، صاحب 45 اسم مستعار با سابقه بیش از 50 بار بازداشت آن هم فقط در کشور آمریکا، مردی که می‌توانست زیرک‌ترین قربانیانش را نیز گول بزند، در سال 1890 در بوهمیا (کشور کنونی چک) در یک خانواده متوسط به دنیا آمد و در سال 1920 به آمریکا رفت. سالی که بازار سهام به شدت رشد می‌کرد و به نظر می‌رسید که همه روز‌به‌روز پولدار‌تر می‌شوند و لوستیگ آنجا بود که از این موضوع و حماقت ذاتی آمریکایی‌ها سود برد.

 

در سال 1925 و پس از انجام چندین فقره کلاهبرداری بی‌عیب ونقص و پرسود، ویکتور به فرانسه و شهر پاریس رفت و در آنجا شاهکار خود را اجرا کرد. فروختن برج ایفل!

 

ایده این کلاهبرداری بعد از خواندن یک مقاله کوچک در روزنامه به ذهن ویکتور رسید. در این مقاله آمده بود که برج ایفل نیاز به تعمیر اساسی دارد و هزینه این کار برای دولت کمرشکن خواهد بود.

 

دینگ! زنگی در سر ویکتور صدا کرد و بلافاصله دست به کار شد. ابتدا اسناد و مدارکی تهیه کرد که در آنها خود را به عنوان معاون ریاست وزارت پست و تلگراف وقت جا زد و در نامه‌هایی با سربرگ‌های جعلی، شش تاجر آهن معروف را به جلسه‌ای دولتی و محرمانه در هتل کرئون(Creon)  که محلی شناخته شده برای قرار‌های دیپلماتیک و مهم بود، دعوت کرد.

 

شش تاجر سر وقت در سوئیت مجلل ویکتور حاضر بودند. ویکتور برای آنها توضیح داد که دولت در شرایط بد مالی قرارگرفته است و تأمین هزینه‌های نگه‌داری برج ایفل عملاً از توان دولت خارج است. بنابراین او از طرف دولت مأموریت دارد که در عین تألم و تأسف، برج ایفل را به فروش برساند و بهترین مشتریان به نظر دولت تجار امین و درستکار فرانسوی هستند و از میان این تجار شش نفر دعوت شده به جلسه مطمئن‌ترین افرادند. ویکتور تأکید کرد به دلیل احتمال مخالفت عمومی، این مسئله تا زمان قطعی شدن معامله مخفی نگه داشته خواهد شد.

 

فروش برج ایفل در آن سال‌ها زیاد هم دور از ذهن نبود. این برج در سال 1889 و برای نمایشگاه بین‌المللی پاریس طراحی و ساخته شده بود و قرار بر این نبود که به صورت دائمی باشد. در سال 1909 برج به ‌خاطر این‌که با ساختمان‌های دیگر شهر همچون کلیساهای دوره گوتیک و طاق نصرت هماهنگی نداشت، به محل دیگری منتقل شده بود و آن زمان وضعیت مناسبی نداشت. چهار روز بعد خریداران پیشنهاد خود را به مأمور دولت ارائه کردند. ویکتور به دنبال بالاترین رقم نبود، ‌او از قبل قربانی خود را انتخاب کرده بود؛ مردی که نامش در کنار ویکتور در تاریخ جاودانه شد!  آندره پویسون (Andre poisson)  در بین آن شش نفر، آندره کم‌سابقه‌ترین بود و امیدوار بود که با برنده شدن در این مناقصه، یک‌شبه ره صدساله را طی کند و کلاهبردار باهوش به خوبی متوجه این موضوع شده بود. ویکتور به آندره اطلاع داد که در مناقصه برنده شده است و اسناد جهت امضا و تحویل برج در هتل آماده امضاست. اما همان‌طور که تاجر عزیز می‌داند، زندگی مخارج بالایی دارد و او یک کارمند ساده بیش نیست و در این معامله پرسود با اعمال نفوذ خود توانسته است ایشان را برنده کند و ... آندره به خوبی منظور ویکتور را فهمید! پس از پرداخت رشوه، اسناد معامله امضا شد و آندره پویسون پس از پرداخت وجه معامله، صاحب برج ایفل شد! فردای آن روز وقتی آندره و کارگرانش به جرم تخریب برج ایفل توسط پلیس بازداشت شدند، ویکتور لوتینگ کیلومترها از پاریس دور شده بود. در حالی که در یک جیبش پول فروش برج بود و در جیب دیگرش رشوه.

 

 

هان ون میگه‌رن

 

Han Van Meegeren

 

 

نقاش و کپی‌کننده آثار هنری، باهوش‌ترین و زبردست‌ترین جاعل تابلوهای نقاشی، مردی که سر نازی‌های آلمانی کلاه گذاشت، مردی که اگر کلاهبردار نمی‌شد، بی‌شک یکی از مهم‌ترین نقاشان قرن بیستم بود، در سال 1889 در هلند به دنیا آمد.

 

از کودکی عاشق رنگ‌ها بود و در جوانی با تأثیر از نقاشی‌های دوره طلایی هلند، تابلوهای زیادی خلق کرد. اما منتقدان، آثار او را بی‌روح و تقلیدی و تکراری نامیدند و میگه‌رن سرخورده از این برخورد و برای اثبات توانایی‌هایش به منتقدان تصمیم گرفت که آثار بزرگان دوره طلایی همچون فرانس هالس (Frans Hals) و ورمیه را کپی کند. میگه‌رن با پشتکار زیاد فرمول رنگ‌های قدیمی و نحوه ساخت بوم‌های آن زمان را پیدا کرد. او کار را شروع کرد و آن‌قدر ماهرانه این کار را انجام داد که تیز بین‌ترین کارشناسان نیز از تشخیص بدلی بودن آثار ناتوان بودند و میگه‌رن با اطمینان کامل، در نقش یک دلال، تابلوهایش را به‌عنوان آثار کشف‌شده دوره طلایی به مجموعه‌داران و گالری‌ها ‌فروخت. در همین دوران بود که اروپا درگیر جنگ جهانی دوم شد. یکی از مشتریان پر و پا قرص او، مارشال گورینگ از سران درجه اول حزب نازی آلمان بود که علاقه فراوانی به آثار نقاشان هلندی داشت و تعداد زیادی از کارهای میگه‌رن را به مجموعه خود اضافه کرد. اما زمانه بازی دیگری را در سر داشت. آلمان‌ها در جنگ شکست خوردند و میگه‌رن به جرم فروش میراث فرهنگی هلند به نازی‌ها بازداشت و در دادگاه متهم به خیانت به وطن شد که مجازاتش اعدام بود. میگه‌رن در دادگاه واقعیت را ابراز کرد، اما هیچ‌کس حرف‌هایش را باور نکرد. تابلوهای جعلی در دادگاه توسط کارشناسان مورد بازبینی قرار گرفت و همگی بر اصل بودن آنها صحه گذاشتند. هیچ‌کس باور نمی‌کرد کسی بتواند با چنین دقت و ظرافتی این آثار را جعل کند. میگه‌رن از دادگاه درخواست کرد که وسایل مورد نیازش را در اختیارش بگذارند تا در حضور همه یکی از آثار دوره طلایی جعل کند!

میگه‌رن از اتهام خیانت تبرئه شد، اما به جرم جعل آثار هنری به زندان محکوم شد و چند سال بعد درگذشت. میگه‌رن به‌عنوان یک کلاهبردار در کار خود موفق بود، اما مشتری اصلی او گورینگ از او زیرک‌تر بود. اسکناس‌هایی که گورینگ در ازای تابلوها به میگه‌رن می‌داد همگی تقلبی بودند!

 

 

فرانک ویلیام آباگ‌نیل

 

Frank William Abagnale

 

 

صاحب کلکسیونی از انواع کلاهبرداری‌ها، قاضی، خلبان، جراح و استاد دانشگاه! و کسی که زندگی‌اش دستمایه ساخت فیلم «اگه می‌تونی منو بگیر» شد، در سال 1948 در آمریکا به دنیا آمد. وقتی او 14 ساله بود، پدر و مادرش از یکدیگر جدا شدند و این ضربه روحی بزرگی برای فرانک بود. دو سال بعد از خانه فرار کرد و به نیویورک رفت و در آنجا بود که فهمید برای امرار معاش چاره‌ای به‌جز کلاهبرداری ندارد. پس از مدت کوتاهی او به یکی از حرفه‌ای‌ترین جاعلان چک بدل شد و چنان در کار خود مهارت پیدا کرد که هیچ بانکی قادر به تشخیص جعلی بودن چک‌های او نبود. فرانک برای آن‌که بتواند بدون پرداخت پول بلیت با هواپیما سفر کند، ‌با جعل کارت‌های شناسایی و مدرک خلبانی، ‌خود را به عنوان خلبان خط هوایی پان‌امریکن جا زد و از امتیاز خلبان‌ها برای مسافرت مجانی استفاده کرد. این موضوع لو رفت، اما قبل از آن‌که دست پلیس به او برسد، به شهر جورجیا فرار کرد و با هویت جعلی تازه‌ای، به عنوان یک دکتر در یک آپارتمان ساکن شد. از قضا در همسایگی فرانک یک دکتر واقعی زندگی می‌کرد و به فرانک پیشنهاد داد تا در بیمارستان شهر مشغول به کار شود و فرانک این پیشنهاد را پذیرفت و 11 ماه به عنوان متخصص جراحی اطفال در آن بیمارستان به درمان بیماران پرداخت! پس از آن به شهر لوئیزیانا رفت و با جعل مدرک حقوق از دانشگاه هاروارد به عنوان دادستان در دادگاه محلی لوئیزیانا استخدام شد. او پس از چندماه توسط یکی از فارغ‌التحصیلان واقعی هاروارد شناخته شد، اما قبل از آن‌که دستگیر شود، از آنجا به ایالت یوتا گریخت و با جعل مدرک دانشگاه کلمبیا، در دانشگاه بریگام در رشته جامعه‌شناسی شروع به تدریس کرد!

 

او سرانجام در سال 1969 در فرانسه دستگیر شد و زمانی که پلیس فرانسه این موضوع را اعلام کرد، 26 کشور خواستار محاکمه او در کشورشان شدند! فرانک به آمریکا منتقل شد و در آنجا به 12 سال زندان محکوم شد، ولی پس از گذراندن پنج سال آزاد شد. فرانک آباگ‌نیل هم‌اکنون به‌عنوان کارشناس خبره جعل اسناد و چک با پلیس آمریکا همکاری می‌کند و با تأسیس شرکت آباگ‌نیل و شرکا به بانک‌ها نیز مشاوره می‌دهد!

 

 

حسین. ک.

 

کلاهبردار وطنی، مردی که کاخ دادگستری را فروخت، حدود 70 سال پیش در شهریار متولد شد. ح.ک مردی بی‌سواد ولی باهوش بود و بی‌تردید اگر تحصیلات مناسبی داشت، به یکی از بزرگان ادب و علم کشور بدل می‌شد. اما او از جوانی به راهی غیر از آن کشیده شد.

 

حسین.ک با کلاهبرداری‌های کوچک روزگار می‌گذراند، اما این کارها برای مردی با هوش او کارهایی کوچک محسوب می‌شدند. تا این‌که یک روز طعمه بزرگ‌ترین کلاهبرداری خود را در جلوی در سفارت انگلیس شکار کرد؛ دو توریست آمریکایی (و طبعاً احمق!) که به دنبال خرید یک هتل در ایران بودند. ح.ک آنها را به دفترش که در خیابان گیشا بود دعوت کرد و در آنجا به آنها پیشنهاد خرید یک ساختمان بزرگ و مجلل را به قیمت بسیار مناسب داد. این ساختمان، کاخ دادگستری بود که در خیابان خیام قرار داشت و هنوز هم به عنوان ساختمان دادگستری از آن استفاده می‌شود.

 

قرار بازدید از کاخ برای فردای آن روز گذاشته شد و ح.ک. همان روز عصر به آنجا رفت و با تطمیع اتاقدار وزیر وقت دادگستری، دفتر کار وزیر را برای مدت یک ‌ساعت اجاره کرد. فردای آن روز قبل از آمدن مشتری‌ها، 200 جفت دمپایی پلاستیکی تهیه کرد و جلوی در اتاق‌های کاخ که یک ساختمان اداری محسوب می‌شد و در آن ساعت خالی بود، گذاشت. به اتاق وزیر رفت و منتظر شکارهایش شد.

آمریکایی‌ها سروقت آمدند و ح.ک. به عنوان صاحب آن عمارت، تمام ساختمان را به آنها نشان داد و وقتی مشتری‌ها درخواست دیدن داخل اتاق‌ها را داشتند،‌ به بهانه بودن مسافران و با نشان دادن دمپایی‌ها، آنها را منصرف می‌کرد. مشتریان ساختمان را پسندیدند و به پول رایج آن زمان 500 هزار تومان به ح.ک. پرداخت کردند و خوشحال از این معامله پرسود، برای تحویل ساختمان 10 روز دیگر مراجعه کردند. اما همان‌جا بود که فهمیدند چه کلاه بزرگی بر سرشان رفته است. ح.ک. همان روز معامله، به مصر فرار کرد و بعد از چند ماه زندگی در آنجا، به ایران بازگشت. اما در ایران بازداشت و به زندان محکوم شد و چند سال بعد از وقوع انقلاب اسلامی فوت کرد.

ح.ک. یک کلاهبردار ذاتی بود،‌حتی در زندان! او تلویزیون زندان را به یکی از زندانیان به قیمت 100 تومان فروخت و وقتی آن زندانی بعد از آزادی تلویزیون را زیر بغل زد و می‌خواست آن را با خود ببرد، فهمیده بود که چه کلاهی بر سرش رفته و مضحکه بقیه شده است!

 

 

نوشته شده در ٩ بهمن ۱۳۸٧ساعت ٩:۳٢ ‎ق.ظ توسط ن نظرات () |

10 شغل برتر آمریکا

 

 

 

 

مجله  MONEYو سایت Salary..com طى تحقیقات گسترده آمارى در کشور آمریکا یک لیست 50 تایی از برترین مشاغل را تهیه کردند. البته معیار انتخاب این مشاغل گزینه هایى چون بدون استرس بودن ، منعطف پذیرى ، بروز خلاقیت و داشتن زمینه ترقى را شامل مى شود

 

.

 

10 شغل برتر این لیست:

 

شغل دهم: روانشناس

 

درصد رشد:14/19%

 

پایه حقوقى: متوسط دریافت حقوق  یک روانشناس در آمریکا برابر 75،892 دلار است

 

شغل نهم : داروساز

 

درصد رشد:75/42%

 

پایه حقوقى: متوسط دریافت حقوق یک داروساز در آمریکا برابر 98،777 دلار است.

 

شغل هشتم: ارزیاب بنگاه مسکن

 

درصد رشد:78/22%

 

پایه حقوقى: متوسط دریافت حقوق یک ارزیاب تضمینى در آمریکا برابر82،437 دلار است.

 

تفسیر این شغل در ایران همان بنگاه معاملات است.

 

شغل هفتم: مدیریت شبکه (IT)

 

درصد رشد: 01/36%

 

پایه حقوقى: متوسط دریافت حقوق یک مدیر عملکرد شبکه در آمریکا برابر 130،983 دلار است.

 

شغل ششم: بازاریاب

 

درصد رشد:91/20%

 

پایه حقوقى: متوسط دریافت حقوق یک بازاریاب در آمریکا برابر 134،932 دلار است.

 

شغل پنجم : دستیار دکتر

 

درصد رشد:56/49%

 

پایه حقوقى: متوسط دریافت حقوق  یک ستیار دکتر در آمریکا برابر 77،395 دلار است.

 

شغل چهارم: مدیر منابع انسانى

 

درصد رشد:47/23%

 

پایه حقوقى: متوسط دریافت حقوق یک مدیر منابع انسانى در آمریکا برابر140،996 دلار است.

 

تفسیر این شغل در ایران همان پیمانکاری است.

 

شغل سوم: مشاوره مالى

 

درصد رشد:92/25%

 

پایه حقوقى:متوسط دریافت حقوق یک مدیر سهام و مشاور مالى در آمریکا برابر100،895 دلار است.

 

شغل دوم:استاد ارشد دانشگاه

 

درصد رشد:39/31%

 

پایه حقوقى :متوسط دریافت حقوق یک استاد صاحب کرسى و بالاتر در آمریکا برابر 351،542 دلار است.

 

شغل اول :مهندس کامپیوتر شاخه نرم افزار

 

درصد رشد:07/46%

 

پایه حقوقى: متوسط دریافت حقوق یک مهندس نرم افزار در آمریکا برابر 84,779 دلار است.

 

 

 

 

نوشته شده در ٩ بهمن ۱۳۸٧ساعت ٩:۳٠ ‎ق.ظ توسط ن نظرات () |

نامه ای به خــدا

 

یک روز کارمند پستی که به نامه هایی که آدرس نامعلوم دارند رسیدگی می کرد متوجه نا مه ای شد که روی پاکت آن با خطی لرزان نوشته شده بود نامه ای به خدا !

با خودش فکر کرد بهتر است نامه را باز کرده و بخواند.در نامه این طور نوشته شده بود :

خدای عزیزم بیوه زنی 83 ساله هستم که زندگی ام با حقوق نا چیز باز نشستگی می گذرد.دیروز یک نفر کیف مرا که صد دلار در آن بود دزدید.این تمام پولی بود که تا پایان ماه باید خرج می کردم.یکشنبه هفته دیگر عید است و من دو نفر از دوستانم را برای شام دعوت کرده ام... اما بدون آن پول چیزی نمی توانم بخرم. هیچ کس را هم ندارم تا از او پول قرض بگیرم.تو ای خدای مهربان تنها امید من هستی به من کمک کن...

 

کارمند اداره پست خیلی تحت تاثیر قرار گرفت و نامه را به سایر همکارانش نشان داد.نتیجه این شد که همه آنها جیب خود را جستجو کردند و هر کدام چند دلاری روی میز گذاشتند.در پایان 96 دلار جمع شد و برای پیرزن فرستادند...

 

همه کارمندان اداره پست از اینکه توانسته بودند کار خوبی انجام دهند خوشحال بودند.عید به پایان رسید و چند روزی از این ماجرا گذشت.تا این که نامه دیگری از آن پیرزن به اداره پست رسیدکه روی آن نوشته شده بود: نامه ای به خدا !

 

همه کارمندان جمع شدند تا نامه را باز کرده و بخوانند. مضمون نامه چنین بود:

خدای عزیزم. چگونه می توانم از کاری که برایم انجام دادی تشکر کنم . با لطف تو توانستم شامی عالی برای دوستانم مهیا کرده وروز خوبی را با هم بگذرانیم. من به آنها گفتم که چه هدیه خوبی برایم فرستادی...

 البته چهار دلار آن کم بود که مطمئنم کارمندان بیشرف اداره پست آن را برداشته اند ...!!!

 

نوشته شده در ۸ بهمن ۱۳۸٧ساعت ٧:٥۱ ‎ق.ظ توسط ن نظرات () |

 

شناخت انواع ویتامین ها و فواید مصرف آنها

 

 

 

ویتامین " A " در سلول سازی و ترمیم پوست، سلامت دندانها، چشم و استخوان بندی بدن نقش بسزایی دارد.

 

ویتامین " B1 " برای تبدیل مواد غذایی به انرژی مورد نیاز بدن، تقویت عملکرد قلب، گردش خون و مغز و اعصاب.

 

ویتامین " B2 " به همراه دیگر ویتامین های گروه "B " برای رشد و ترمیم پوست و همچنین کمک در تیدیل کربو هیدراتها به انرژی خیلی موثر است.

 

ویتامین " B3 " که کمبود و عدم دریافت این نوع ویتامین باعث بیماری پلاگرا (ضایعات پوستی و عصبی و روانی) میشود

 

ویتامین " B6 " برای سهولت در عملکرد سالم مغز و گلبولهای قرمز خون و شکستن پروتئین

و همچنین بالا بردن قدرت سیستم ایمنی بدن.

 

ویتامین " B9 " (اسید فولیک) برای ساخت گلبولهای قرمز خون و دی ان ای سلول (وراثت)

و به کمک ویتامین "B12 "و " C "در هضم غذا و استفاده از پروتئین بسیار تاثیر گذار است.

 

ویتامین " B12 " در جهت شکل گیری متابولیسم بدن و گلبولهای قرمز خون و سیستم اعصاب مرکزی که شامل مغز و نخاع میگردد تعیین کننده است.

 

ویتامین " C " برای بالا بردن سیستم ایمنی بدن در مقابل خیلی از بیماریها، بهبود زخم ها

سلامت مفاصل و همچنین جذب آهن در بدن مناسب است.

 

ویتامین " D " جذب کلسیم در بدن، تسریع در فرآیند رشد، داشتن استخوانها

و دندانهای سالم و محکم را ناشی می شود.

 

ویتامین " E " آنتی اکسیدان قوی برای ساخت سلولها و همچنین گلبولهای قرمز خون

و استفاده از ویتامین" K "و عملکرد سالم گردش خون در بدن.

 

ویتامین " K " ترمیم جداره رگها (برای انعقاد خون) را باعث می شود.

 

 

 

نوشته شده در ۸ بهمن ۱۳۸٧ساعت ٧:٤۸ ‎ق.ظ توسط ن نظرات () |

سلام

 متنی بدستم رسید  خیلی حیف ام آمد تو وب لاگ نگذارمش هر چند خیلی بهداشتی تر شده و یکم هم اضاف تر ولی دست دوست عزیزی که تهیه کرده و برای من ارسال کرد درد نکند.!!!!

15 فرمان !

اینکه می‌گویند ما ایرانی‌ها حافظه تاریخی نداریم حقیقتی ست ها !!!

جماعت دلال مسلکِ ناآگاه ، با آن حماقت آشکار در هنگام رانندگی یا توحش علنی برای برداشتن یک شیرینی از جعبه ی تعارفی یا شهوت عجیب برای قرار گرفتن در مقابل دوربین ، با رتبه‌ی نخست جستجوی سکس ... چرا باید در پی یک زمامدار رویایی باشند؟

این روزها فقط  کاپشن رییس جمهور توی ذهنمان برق می زند ! و معطلیم که ببینیم آیا خاتمی می آید یا نه ! دریغ از حوادث مسبوقه !!!!

 

من پیشنهاد می کنم ملت هشت سال انتخابات را تعطیل کنند و اجازه بدهند هر کسی که می‌آید همینجور ادامه دهد . بعد خودشان با حوصله این موارد را تجربه کنند :

ما از جایی فراتراز این بحث ها  مشکل داریم ، 

اول : ایرانی ها لطفا روزی یک بار(یا دست کم یک روز در میان) حمام بروند.

دوم : ایرانی ها  قبل از پرتاب فحش به بیرون ، دهانشان را ببندند و تا بیست بشمرند.

 سوم : هر خانواده‌ی ایرانی هر روز یک روزنامه بگیرد ، اگر شده یالثارات !

چهارم : هر فرد ایرانی تعهد کند که هر ماه یک کتاب تازه بخواند ... حتی خلاصه مبانی لوله کشی عمومی !

 پنجم : رانندگان به جای فاصله ی بین شلوار و جوراب دختری در آن طرف خیابان به پنل داشبورد جلوی چشمشان نگاه کنند و سرعت از پنجاه کیلومتر در هیچ شرایطی تجاوز نکند.

 ششم : همه به خودشان تلقین کنند که این کسی که می خواهیم کلاهش را برداریم و شب برای عزیزمان هدیه ببریم ، خودش عزیزِ یک نفرِ دیگر است.

 هفتم : ایرانی ها شبها با هر که دوست دارند،  خانوادگی بیایند بیرون از لانه هایشان .. حتی برای پنج دقیقه نشستن در یک فضای سبز.

 هشتم : به جای دوازده النگو خریدن و در دست انداختن ، یک دستگاه دی وی دی پلیر بخرند و شبها تلویزیون دولتی را از آمریکا گرفته تا ایران نگاه نکنند ... یک فیلم ببینند.

نهم : مردهای ایرانی یک بار برای همیشه قبول کنند که زنها ، جزو املاکشان نیستند و خودشان عقل دارند و عشق و رابطه و آشنایی ، بازی برد و باخت و فتح قلمرو دیگران نیست.

 دهم : مردها تمرین کنند که رد عبور زنی را با نگاه شخم نزنند و زنان تمرین کنند که جواب سلام مردان را با خونسردی و لبخند بدهند چون به معنای ... نیست.

 یازدهم : ورزشکاران ما بعد از باخت به رقیب تبریک بگویند و دهانشان را تا نیم ساعت بعد از هر باخت یا برد بسته تگهدارند.

 دوازدهم : ایرانی‌ها به جای تمسخر شکل ظاهری سیاستمداران ، فکر کنند که ایراد واقعی کار آن شخص در کجاست.

 سیزدهم : اگر مسجد می روند ، نماز می خوانند ، روزه می گیرند فکر کنند به چه خاطر این کارها را انجام می دهند ،  هدف فقط انجام دادن نباشد.

چهاردهم : اگر هدفتان سعود به قله اورست باشد ولی بر روی کوه دماوند کوهنوردی کنند با هر سرعتی هم که کوهنوردی کنند به قلعه اورست نخواهند رسید.

پانزدهم : به نمایشگاه کتاب اگر می روند برای (کتاب) بروند.

 

 

.

 

 

نوشته شده در ٦ بهمن ۱۳۸٧ساعت ٥:۳٦ ‎ب.ظ توسط مرتضی دشتیان نظرات () |


Design By : Night Skin