دیکشنری بوشهری / فرهنگ لغت بوشهری فقط بوشهر

1.     در گویش بوشهری  در بیشتر کلمات بجای  فتحه  از کسره استفاده می شود   مثال:  طِلا   = طلا  سِلام = سلام  و اکثر نامها  " اوُ" میگیرد   مثلاً  عِلوُ =  علی   زَهروُ = زهرا  که برای انسانها معمولاً وقتی حضور ندارند بکار برده می شود.  و همچنین کلمه "س" معمولاً تلفظ نمی شود

مثلاً  مِجد = مسجد   دَزگاه = دستگاه

 

لطفاً اگر کلمه ایی بخاطر دارید " فقط  شهر بوشهر زیرا معتقدیم فرهنگ هر جا برای خود آنجا مهم است و می بایست مراقب باشیم که خدشه دار نشود مثلا" اگر ما کلماتی که در برزجان یا خرموج یا.. مورد استفاده قرار می گیرند در گویش بوشهری بگنجانیم خط ابطالی بر بخش مهمی از فرهنگ آن خطه کشیده ایم ،پس دوستان سعی کنید کلمات و لغات بوشهری را در قالب نظر جهت بهتر کردن دیکشنری ارسال نمایند.

 

با تشکر از کسانی که مرا یاری کردند و خواهند کرد.

 

 

 

معنی لغت دهان  چیل  گشاد فِچ منقار چِنگ دهن گشاد ، کنایه به کسی که زیاد و بی موقع حرف می زند و می خندد چیل فِچ در هم قاطی - قاطی پاطی  هَردَمبیل مو مِین مهره بشت کمر گریچه فرو رفتگی اشیای فلزی که از شکل سالم خود بیرون رفته باشه قُلپیده کنایه از شکستگی سر سِرش قُلپیده زمان قدیم زِمان نِهاتر فریاد و سرو صدا هیا کمک بروانه پَرپِروُک برستو پِلیی سوُک خفاش شوو پر کشیده قَفا بعد از ظهر پِسین تیر برق بیشتر برای تیر برق چوبی بکار برده می شود چَندَل کف زدن در مراسم شَپ عملت خاگ تُماته کثیف چِپَل بنجره  نیم در فدات شوم  دورت گشتم  موقعی استفاده میشه که به کسی نفرین کنی و آن هم  در جوابش اینو میگه  دورم گشتی خدا نگهدار  خدا حافظت باشه  بُرو دست خدا خسته شدم    از با افتادم لَس کردم خسته شدم    از با افتادم سُس کردم عجله  اِشتو نون تیریی  یک نوع نان محلی که در خوزستان نیز استفاده می گردد نون تُوه بلند شو  پاوه تنور تِنیر اسید تِیزو بشکه دِرام خورشت بی مزه ایی که فقط از آب و پیاز و گوجه تهیه شده است اوبدبختو خداوکیلی هیچی هیچی نیست  آب + پیاز اگر بود تخم مرغ اوداغک نوعی ماهی کوچک و مخصوص ۱۰۰٪ غیر بهداشتی مُوتوُ حیاط سِرا

/ 17 نظر / 4095 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سعید

چرا انقدر زحمت میکشی برو کتابشو بگیر اسکن کن :)

سارا

سلام ببخشید من از شما خواهشمندم که لغت (هانه)رو بنویسید معنی(هانه)می شه واقعا باتشکر ممنون بای

نرجس

اش میت : می خواد ام خه : خوردم [نیشخند][نیشخند][نیشخند] به لهجه خورموجی

آبان

سلام دوست! من خیییلی گویش و موسیقی محلی بوشهر رو دوست دارم اما بعضی جاهای آهنگ رو متوجه نمی شم مثلا توی آهنگ هله مالی گروه رستاک هله یعنی چی یا مالی یعنی چی اگه بتونی متن این آهنگ رو ترجمه کنی خیلی خوب میشه راستی اگه فرهنگ لغات منطقه بوشهر یا حتی جنوب ایران رو داری یا میدونی از کجا میشه دانلود کرد به ما هم بگو بازم مرسی خیلی خوش ذوقی دمت گرم[قلب][ماچ][گل]

آبان

سلام دوست!مرسی بخاطر متن آهنگ اگه میشه معنی این جمله ها رو به فارسی بنویس یه وقت نگی با خودت چه خنگی نصیب ما شده ها! اینو بذار به حساب علاقه زیاد و اطلاعات کم من تو زمینه زبان محلی [خجالت]با سپاس فراوان[گل] خُرمِی شیی خالی واوُو مثالی هله هلیوسا جِهاز اُمَ بُرد جِتی

آبان

سلام دوست! پاسخی که در ادامه سوالم گذاشته بودین کامل نمایش داده نشده بود به خاطر همین دوباره سوالم رو تکرار کردم اما امروز ایمیلم رو چک کردم و پاسخ کامل رو دیدم خیییییییلی ممنونم لذت بردم دمت گرم[تایید][لبخند][گل]

آبان

من تا به حال بوشهر نیومدم اما نمی دونم چرا این قدر این شهر حال خوبی به من میده این شعر از امید غضنفر تقدیمی من به این خطه:[گل] بوشهر نهنگ پیرن /خاک پاک مرد دریان سی خومون ای خاک خینی/ اول و اخر دنیان پا میبنده بند خاکش / سی غریبه و خومونی ای تو پیر دل شکسته / یاد ایوم جوونی یاد اون زمون تو باغا/ ادما افتو می کاشتن هر گلیش که در میومد/ جوی چیشی سحر میذاشتن مردمون شهر دریا/ شهرمون دل نگرونن دست تو دست هم که بیلیم/ بندر از مون شادمونن شهرمو شعر و شعارم / ای همه دارو ندارم زاده بوم مو تویی تو / خاک تو خاک مزارم

آبان

سلام دوست! از همین راه دور هم مهمون نوازی و خونگرمی بوشهری ها رو میشه با همه وجود حسش کرد چه برسه به اینکه تو بوشهر باشی و مهمون بوشهری ها باشی و دیگه هلللللللللههههههه!!![قلب] خونگرمی و مهمون نوازی و صداقت خود شما هم که خیلی وقته به ما ثابت شده. به خصوص با حوصله ای که برای پاسخ دادن به سوالای من به خرج دادی روحیه گرم بوشهریت کاملا هویدا شده مثه افتو تووسونای بندر!!!! و اما تا موقعی که بوشهری حرف زدن من راه بیفته همچنان مزاحمت هستم. بازم مرسی[گل]

بابک

زبان بوشهری با زبان بختیاری نزدیک هستند. بنظر من واژه های خیلی ناب و اصیلی توی زبانهای محلی ایران هست که میتونه جایگزین خوبی برای واژه های غیر فارسی باشه بیشتر این کلمات ریشه در زبان پهلوی دارند. [عینک]

sogsnd joOoOon

بادکنک=بمبوله گربه=گولو